عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

69

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

قبلا شناخته شده بود به كار گرفته‌اند و عمل آنها فقط از آن جهت ، اهميت ويژه‌اى يافت كه تلاش براى اصلاح رسم الخط قرآنى چنان مقدّس بود كه دست اصلاح به آن راه نمىيابد . تنها به همين دليل ، مىتوانيم اشارهء مورخان مصاحف را بفهميم كه گاهى ذكر مىكنند ، آغاز نقطه‌گذارى به دست صحابه و بزرگان تابعين بوده است . ابو عمرو دانى ، روايتى را از يحيى بن ابى كثير نقل مىكند كه « قرآن بدون نقطه و علامت بوده و اوّلين چيزى كه صحابه در آن به وجود آوردند ، نقطه‌گذارى بر « ياء » و « تاء » بوده است و مىگفتند : عيبى ندارد ، اين ، نور آن است » . و نيز از « اوزاعى » روايت كرده است كه گفته : « از قتاده شنيدم كه مىگفت : آغاز نمودند پس نقطه‌گذارى كردند ، سپس تخمين نمودند و آن گاه تعشير » ابو عمرو دانى مىگويد : اين كلام دلالت دارد بر اين كه صحابه و تابعين ، آغاز گران نقطه‌گذارى و تخميس و تعشير بودند ، چون حكايت قتاده تنها از آنهاست زيرا وى از تابعين بوده است » « 1 » يعنى خروج از سنّت عثمان در پيرايش قرآن از اين نشانه‌هاى اضافى ، در روزگار صحابه و بزرگان تابعين آغاز شده بود و غالبا اين امر ويژهء هر يك از صحابه‌اى بود كه نسخه‌اى از قرآنها [ مصاحف ] را در دست داشت و نشانه‌هايى را كه به آنها عادت كرده بود ، به آن اضافه مىكرد تا معنا و مراد و ثبت وجهى كه قرائت بدان خواسته شده ، تعيين گردد ، البته در چارچوب رسم الخط پذيرفته شده . همچنين ، از اشاره‌هاى مورّخان مصاحف ، متن ابن جزرى است كه مىگويد : « صحابه وقتى مصاحف ( مراد مصاحف عثمان است ) را مىنوشتند ، نقطه و حركت را حذف كردند تا رسم الخط در بردارنده قرائتهاى صحيح ديگر پيامبر [ ص ] غير از عرضهء اخير باشد آنها مصاحف را از نقطه و حركت پيراستند تا يك خط واحد بر دو لفظ منقول شنيده شده و تلاوت گشته ، دلالت داشته باشد ؛ شبيه دلالت يك لفظ واحد بر دو معناى معقول و مفهوم « 2 » . وى در اين سخن ، مسألهء پيرايش مصحف از نقطه و حركت را به اين سو ، سوق مىدهد كه يك عمل ارادى و از سر قصد بوده است . او مىپذيرد كه اين پيرايش ، در حدود

--> ( 1 ) ابو عمرو الدّانى ، المحكم فى نقط المصاحف ، صص 2 - 3 و صص 10 - 11 . [ تخميس يعنى پنج پنج آيه را با « خمس » و تعشير يعنى ده ده آيه را با عشر ياسر عين ( ء ) علامت نهادن ] . ( 2 ) ابن الجزرى ، النشر ، ج 1 ، ص 33 .